ﺧﻂ ﮐﺸﯿﺪﻡ ...
ﺍﻭﻥ فکر ﮐﺮﺩ ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻪ ﻣﻨﻦ ...
ﺭﻓﺖ ﺳﺮﺍﻍ ﺑﻘﯿﻪ . ...
ﻣﻨﻢ فکر ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻪ ﺍﻭﻧﻦ . ...
ﺧﻂ ﮐﺸﯿﺪﻡ ...
ﺩﻭﺭ ﻫﻤﻪ ...

ﺍﻭﻥ فکر ﮐﺮﺩ ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻪ ﻣﻨﻦ ...
ﺭﻓﺖ ﺳﺮﺍﻍ ﺑﻘﯿﻪ . ...
ﻣﻨﻢ فکر ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﻣﺜﻪ ﺍﻭﻧﻦ . ...
ﺧﻂ ﮐﺸﯿﺪﻡ ...
ﺩﻭﺭ ﻫﻤﻪ ...
چقدر تلـــــخه ....
بـــه همـه آرامش بدی !!! ولی وقتی خودت یه شونه ی
گرم برای دلتنگیهات بخوای...
هیــــچ کـــــــس کنارت نباشه.
هيچكس...
شکست سکوتم
اینک درخت های بارور باور
در مسیر جاده های نمناک عشق سیاه پوشیدند
و ما هر کدام کوله بار جوانی دیگری بر دوش
از شیب تند عاطفه
با پاهایی چوبین
و دست هایی چون پیچک
و چشم هایی متورم از حجم عشق می گذریم
** ** **
انگار در ادامه ی این راه
چیزی نمانده است جز مشتی خاکستر
آنسان که زیر پوشش خاکستر
چیزی نمانده است جز خاکستر
** ** **
ما ناگزیزیم متوقف شویم
روی عقربه های سیاه ساعت